مير تقي الدين كاشاني

644

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

امشب كه شجاع از غم هجران جان داد * از درد تو مىمرد ، تو درمان كه بودى و له فى الهجويّات « 1 » اى خرس پيل گوش تَپَنْ تيز تپه‌گو . . . * خوك چهار ساله و حمال مشك‌دوز وى خر فرنگ مصرى سرخ درازگوش * وى چامش استر لگدانداز گاو « 2 » پوز انباز لوتيان علفخوار بنگ‌خور * دمساز همگنان عمودين به . . . سپوز ما را علاج زخم جفاى تو مىشود * امّا تو را چه چاره بدين داغ سينه‌سوز اى طب گلوله كرده . . . قرده دبنگ « 3 » * وى بلغم سرشته به خون دماغ يوز اى قبّهء قبور مقيمان هاويه * قنديل سر قطار مزار معاويه جهدى بكن كه گردش گردون چنان كند * كز روز نكبت تو مرا كامران كند ريزد غبار تيرگى مرگ بر سرت * خاك سياه چشم تو را سرمه‌دان كند آن رخ كه كرده خونِ دلِ خلقش ارغوان * رنج روان و ضعف دلش زعفران كند آن ريش زعفرانى درگُه گرفته را * پركاله‌هاى خون جگر ارغوان كند و آنگاه از در تو درآيم كه السلام * گويم كه اين كنند به هركس كه آن كند گفتم تو را كه دشمنى شاعران مكن * صد ره نگفتمت كه تو اى قلتبان مكن زنجير و بند و خانه و طاق و رواق كو * آن ، دوت‌گلن ، آپارگلن « 4 » و طمطراق كو بر صدر بارگه نمدى چارته كجاست * آن نازبالش و دوشك اندر وثاق كو . . . نت چرا شد از . . . خاتون فراخ‌تر * آن باد بوق و كوفتن سر چماق كو ديدى كه چون زمانه به روز بدت نشاند * چندان بدى نكرده ، به روز بدت نشاند گوش اين زمان به مصلحت من اگر كنى * انديشه‌هاى بيهده از سر به در كنى

--> ( 1 ) . در هجو ابراهيم خان تركمان ، حاكم كاشان . ( 2 ) . اصل : كاه . ( 3 ) . اصل : ونك . ( 4 ) . عبارت تركى به معنى : بگير و ببند .